تبليغاتX
بچه های خوابگاه عشق و شهوت

سلام به همه دانشجويان عزيز!

     چند مدت پيش، چندتا از بچه ها دور هم جمع شدن و قرار گذاشتن كه يه وبلاگ بزنن و در مورد خوابگاه توش مطلب بنويسن.


     اولش خوب بود، يعني فكر مي كردن كه بچه هاي خوابگاه ميان و مطلب مي نويسن، اما استقبال زيادي نشد و تعداد كمي اومدن.
     خيلي ها پيش من اومدن و يه چيزايي گفتن. مثلاً گفتن اسم اين وبلاگ زياد جالب نيست و ما به همين خاط توش چيزي نمي نويسيم و ... .

     حالا ميخوايم يه نظرسنجي بكنيم ببينيم چه تغييراتي بايد تو وبلاگ بديم تا با شروع ترم ديگه، بچه ها بيان و مشتاقانه مطالب و مشكلات و مسائل خوابگاه رو تو وبلاگ بنويسن. لطفاً هر پيشنهاد و انتقادي به نظرتون ميرسه، مثل تغيير نام وبلاگ (حتي ارائه نام پيشنهادي)، تغيير ظاهر وبلاگ، تغيير خط مشي وبلاگ (مثلاً امكان گذاشتن مطالب شخصي بچه ها و درددل هاشون)، و ... رو در قسمت نظرات بنويسيد. اين باعث ميشه كه ترم بعد با شور و هيجان بيشتري، وبلاگ خوابگاه تكميل بشه و به رسيدن به هدف اين وبلاگ كه همون اطلاع رساني و ايجاد وحدت بيشتر بين بچه هاست، كمك شاياني بشه.

     با تشكر!

+ نوشته شده توسط محمود در یکشنبه 23 تیر1387 و ساعت 12:31 بعد از ظهر |

يكي از مسائلي كه ما ايراني ها باهاش درگير هستيم، مسئله نوآوري هست. هميشه تحت فشار بوديم و بهمون تلقين كردند كه شماها نوآوري ندارين و فقط تقليد ميكنين. اما باور كنين اينجوري نيست. نمونش رو در همين خوابگاه خودمون مي بينيم.

نيروهاي زحمتكش خوابگاه در اقدامي بي نظير، در تمامي تخلي گاه هاي خوابگاه، يك جالباسي كوچك نصب نمودند. يكي از نكات جالب اين است كه هيچ كدام از اين جالباسي ها موازي زمين نبوده و نسبت به زمين اريب هستند.


نكته ديگر اين است كه تخلي گاه معروف ما كه در پست قبلي آمده بود نيز از اين خوان نعمت بي نصيب نماند.

 

سؤال اصلي كه مطرح است، نحوه استفاده از اين جالباسي ها است. در حقيقت نوآوري كه صحبتش را كرديم، نصب جالباسي نبود، بلكه همين نحوه استفاده بود.
شما عزيزان مي توانيد نظرات خود را در قسمت نظرات درج و مسئولان را از بلاتكليفي در آورده و از طرفي يك نوآوري جديد ارائه كنيد. به عنوان مثال، دانشجوياني كه با زيرپوش به تخلي گاه مي روند مي توانند زيرپوش خود را درآورده و روي جالباسي قرار دهند. و يا آن دسته از دانشجويان كه زيرپوش بر تن ندارند، مي توانند ... خود را بر روي جالباسي آويزان نمايند (از آنجا كه اكثر دانشجويان ارشد در اين خوابگاه، سال دومي هستند، لذا اكثريت آنها واكسن هپاتيت را زده و نوآوري دوم كه ارائه شد، باعث انتقال هپاتيت نخواهد شد. انشاءالله كه كسي ايدز ندارد.) نوآوري سوم آن است كه دانشجويان قبل از رفتن به تخلي گاه، كت يا كاپشني بر روي زيرپوش خود پوشيده و هنگامي كه با مشكل لباس اضافه بر تن مواجه شدند، برقي در چشمان آنها ايجاد و با خوشحالي و تعجب، امكان ارائه شده را مشاهده كرده و كت يا كاپشن خود را بر روي جالباسي آويزان نمايند.

بله، اينها همه نمونه هايي از نوآوري بودند، تا كور شود هر آنكس كه نتواند ديد!

+ نوشته شده توسط محمود در جمعه 7 تیر1387 و ساعت 1:42 قبل از ظهر |

همه ميدونن كه بچه هاي خوابگاه تنها يه جا واسه خالي كردن خودشون دارن. حالا فرض كنين همون مكان هم از بچه ها گرفته بشه!  چيكار ميشه كرد؟ ميگيد نه نگاه كنيد!


فكر كنم به عمق فاجعه پي نبرديد. پس اين يكي رو نگاه كنين!


همونطور كه در تصوير بالا مشاهده كرديد، تعدادي از دانشجو نماها چنان ...مال كرده اند كه ديگه اين تخلي گاه، تخلي گاه بشو نبوده و مأموران زحمت كش خوابگاه در اقدامي سريع و ضربتي، سنگ تخلي گاه را منفجر و تخريب نموده اند. آنچه اهميت دارد، از بين رفتن يكي از بهترين تخلي گاه هاي خوابگاه در بلوك D طبقه چهارم است.
خبرها حاکی است با اختصاص بودجه ای عظیم، اين تخلي گاه در پايان برنامه صدساله پنجم بازسازي خواهد شد.

اما اسفناك تر آنكه ساير تخلي گاه هاي اين طبقه نيز از وضعيت مطلوبي برخوردار نبوده و مناسب دانشجوياني هستند كه حس بويايي خود را از دست داده اند. 

 از سوي ديگر سازمان تخلي گاه هاي كشور در اقدامي بي نظير، نمونه مطلوب يك تخلي گاه را معرفي و به نمايش گذاشت كه در تصوير زير مشاهده مي كنيد.

 
به اميد روزي كه همه تخلي گاه هاي خوابگاه ما به وضع مطلوب برگردند.

+ نوشته شده توسط محمود در یکشنبه 2 تیر1387 و ساعت 3:50 قبل از ظهر |

     چهارشنبه شب رعد و برق عجيبي در تهران بود. از بعدازظهر شروع شد و تا نزديكاي صبح ادامه داشت. بعضي اوقات بارون شديدي شروع به باريدن مي كرد. من كه واقعاً لذت بردم.

 

     اين عكسا رو خودم گرفتم. تازه اين يكي خيلي جالبتر و زيباتره. نكته قابل توجه، قطر دكل مخابرات اتوبان همت در مقايسه با قطر آذرخشي هست كه ايجاد شده. ببينيد!

 

   جدي ميگم. اينا رو با موبايلم گرفتم. يه N۷۰ معمولي. البته تعجب نكنيد، اول فيلم گرفتم و بعد از تو فيلم اين عكسا رو استخراج كردم. اما خداييش عكساي قشنگي هستن. در ضمن اگه خوب نگاه كنيد مي بينيد كه همشون به زمين اصابت كردن! فكر كنم يه جايي تو كوه خوردن به زمين.

 

     اونشب ياد هم اتاقي قبليم افتادم كه مشاور وزير نيرو بود. هر موقع يه بارون كوچولو مي اومد، مي گفت: "بيچاره بچه هاي شركت! امشب پدرشون در مياد!" معلوم نيست اونشب چي به روزشون اومده!

     يه نكته خيلي جالب هم اينكه نميدونم چرا شبكه وايرلس خوابگاه قطع شد؟ حتماً رعد و برق و باروني كه اومد، روي شبكه داخل خوابگاه تأثير داشته بود.

+ نوشته شده توسط محمود در شنبه 11 خرداد1387 و ساعت 5:23 بعد از ظهر |

ما دو ماهه كه اينترنت وايرلس داريم. البته ببخشيد يه شبكه وايرلس كه اينترنت نداره و يا اگه داره، خيلي كنده! ميگن ۱۰ يا ۱۵ ميليون تومان خرج سخت افزار اين سيستم شده.

بچه هاي شوراي صنفي ميگفتن كه حق بچه ها رو خواهند گرفت، ولي كدوم حق؟ مگه دانشجوي كارشناسي ارشد حق داره در مورد داشتن اينترنت صحبت كنه؟ اصلاً بچه هاي ارشد اينترنت ميخوان چيكار؟ كه بشينن تو ياهو مسنجر يا كلوب يا ... با هم چت كنن؟ يا از Uxx استفاده كنن و برن تو سايتهاي م ج س ت ه ن! (حروف را جابجا كنيد)

اين همه آدم غذا ندارن كه بخورن، بعد اين دانشجوهاي ارشد ادعاي اينترنت دارن؟
دانشگاه بيچاره پول نداره يه مراسم ۱۰ ميليوني براي دعوت از چند خواننده و بازيگر سينما راه بندازه، بعد اين دانشجوهاي ...
آقاي ... نياز به بودجه اختصاص گرفته به دانشجويان جهت خرج سفر خارج همسرش داره، بعد اين دانشجوهاي ...
هر هفته اين همه هزينه واسه غذاهاي باكيفيت مثل گوشتهاي يخ زده وارداتي پنج سال پيش ميشه، بعد اين دانشجوهاي ...
ملت كوبا يه كافي نت تو شهر دارن، بعد اين دانشجوهاي ...
امسال تورم ۴۰ درصد افزايش يافته، بعد اين دانشجوهاي ...

اوووه!!! واقعاً چرا دانشجوهاي ارشد اين خوابگاه اينقدر توقع بيجا دارن؟ چرا هيچ كس به فكر مسئولان نيست؟ اتاقهاي بزرگ و مرفه بچه هاي شوراي صنفي نشون دهنده همدردي اونا با ماست. چرا درك نميكنيد؟ چرا همش اشكال تراشي ميكنيد؟ مقاله ميخواين، خوب برين از سبزي فروشي سر كوچه بخرين. اينترنت ميخواين، برين دانشگاه (البته اگه فيبر نوري رسالت دوباره قطع نشه!) اصلاً مگه تو خوابگاه سايت نيست، خوب برين پاي كامپيوتراي درپيتش و از رو هاردش چيزايي كه دانلود شده رو بريزيد رو فلش. كلي مقاله هم رو هارداشون هست. تازه شايدم اينترنت داشته باشن.

نمي دونم! ما ايراني ها فقط بلديم قر بزنيم و به همديگه فحش بديم. بياين خودمونو اصلاح كنيم. كارهاي درست و حسابي انجام بديم. مثل همين وايرلس كه بلافاصله راه اندازي شد. مهم نيست كه اينترنت نداره يا اينترنتش آشغاله، مهم اينه كه راه اندازي شده و همه ميگن خوابگاه ايكس دانشگاه واي داراي وايرلسه. كيه كه دانشجوي اين دانشگاه باشه و به اون افتخار نكنه؟!!

+ نوشته شده توسط محمود در جمعه 10 خرداد1387 و ساعت 4:40 قبل از ظهر |
 

+  امروز در خوابگاه غوغایی برپاست. ناصر را گرفته اند!
٪  برویم ببینیم در آنجا چه خبر است؟

-  ناصر، بگو جای محمود کجاست؟
*  آآآآآه! به خدا سوگند که نمی گویم!

-  تازیانه اش بزنید .... خویشت! خویشت! خویشت!
*  آآآه!

-  ناصر، به تو چند سکه بهار آزادی می دهم، بگو جای محمود کجاست؟
*  آآآه! به خدا قسم اگر پارسا را در برابر من قرار دهید، نمی گویم!

-  پارسا را بیاورید!
*  اوه نه! ... گفتم. میگویم، میگویم.

-  خوب، حال اگر بخواهی جای محمود و خدیو و معین جون و ... الی آخر را بگویی، چه میخواهی؟
*  آآآه! بگذار کمی فکر کنم ... یک پک کامل از فیلم های خدیو و نرم افزارهای محمود را میخواهم.

-  باشد. آخری را موجود ندارم.
*  پس نمی گویم!

-  باشد! می آورم برایت.


راوی: و اینگونه بود که ناصر لب به سخن گشود و سوگند خویش را از یاد برد. روزانه هزاران دانشجو بدین گونه لو رفته و مورد شکنجه قرار می گیرند. متأسفانه مطلب فوق، یک داستان واقعی و یکی از هزاران مشکلات امنیتی است که بچه های خوابگاه با آن درگیر هستند. و ای بیننده گرامی، بگو جای تو در این خوابگاه کجاست؟

+ نوشته شده توسط محمود در شنبه 4 خرداد1387 و ساعت 1:12 بعد از ظهر |